العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)

242

بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)

نمود كه تاكنون مانند او را انجام نداده باشم . داخل محراب شد و عبادات زيادى انجام داد و چون از آن فارغ شد وزغى را در محراب مشاهده كرده و او به داود گفت اى داود اين عبادت و قرائت امروزت موجب عجب و پسند تو شد ؟ داود گفت البته عبادت بزرگى بود وزغ گفت من در هر شب هزار تسبيح كه با هر تسبيحى سه هزار حمد توام است انجام مىدهم و من گاهى در عمق آن هستم و در آن حين صداى پرنده‌اى در هوا مىشنوم و فكر ميكنم كه او گرسنه است و من از قعر آب بالا مىآيم و در روى آب گردش ميكنم كه آن پرنده مرا ببيند و بخورد با اينكه هيچ گناهى ندارم بنا بر اين عجب به خود راه مده . 8 - همان كتاب ابن ابى عمير از عبد الرحمن بن حجاج از حضرت صادق عليه السّلام كه فرمود : بنده مرتكب گناهى ميگردد و بعد پشيمان مىشود و حالت ندامت به او دست ميدهد سپس عملى نيك انجام ميدهد كه حالت سرور و خوشحالى به او دست ميدهد و آن حالت ندامت و پشيمانى را از دست ميدهد ولى حالت اولى او از اين حالت دوميش بهتر و ارزنده‌تر است . 9 - همان كتاب ابن ابى عمير از منصور بن يونس از ثمالى از حضرت باقر يا صادق ( ع ) كه فرمود خداوند متعال ميفرمايد بعضى از بندگان توفيق عبادتى را از من مسألت مينمايند تا آن عبادت موجب دوستى من شود نسبت به او ولى من اين توفيق را به او نميدهم كه مبادا عملش موجب عجب او گردد . 10 - همان كتاب وشاء از ابى حسن عليه السّلام كه گفت شنيدم كه ميفرمود . ايوب پيغمبر عليه السّلام عرض كرد پروردگارا من راجع به دنيا هرگز چيزى از تو درخواست نكرده‌ام و البته يك حالت عجب و خرسندى داشت آن هنگام قطعه ابرى به او روى آورد و صدائى از آن برآمد كه اى ايوب اين توفيق را چه كسى به تو داده است ؟ عرضه داشت پروردگارا تو عنايت فرموده‌اى . 11 - نهج البلاغه كه فرمود هيچ وحدت و تنهائى وحشت‌زاتر از عجب نيست ( كسى كه داراى صفت خودپسندى باشد مردم از او روى گردان و او تنها ميماند . 12 - عدة الداعى . امير مؤمنان عليه السّلام فرمود . اى بندگان خدا بدانيد كه مؤمن صبح و عصرى را وارد نميشود مگر اينكه نسبت به خود بدبين است و هميشه خود را مقصر و در انجام اعمال كوتاه مىبيند و خود را توبيخ مىكند و مرتب توقع عبادت بيشتر را از خود دارد بنا بر اين شما مانند گذشتگان و پيشينيان خود باشيد كه مانند مسافرى كه از همه چيز دور و جدا شده از دنيا خود را جدا ساخته و از دنيا همانند يكى از منازل بين سفر عبور كرده‌اند .